صائن الدين على بن تركه
122
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
زمان اگر چنانچه نصيحتى خواهند كرد و ملامتى ، مرا بر آن حضرت اظهار « 1 » كنند . چون در حضور معشوق است اين ملامت ، هرآينه به سوى آن حضرت و بارگاه قرب او به صورت نصيحت من ظاهر مىگردد و مستتبع شفقت و مرحمت او مىشود با من . ( 21 الف ) گفت و گوى عيبجويانم به وجهى سود داشت * كان طبيب آگاه گشت از زحمت بيمار خويش * أتعبت نفسك و استرحت بذكره * حتّى حسبتك في الصّبابة عاذري فأعجب لهاج مادح عذّاله * في حبّه ، بلسان شاك شاكر * * * [ 166 ] فأوسعها شكرا ، و ما أسلفت قلى * و يمنحني برّا ، لصدق المحبّة [ 167 ] تقرّبت بالنّفس احتسابا لها و لم * أكن راجيا عنها ثوابا ، فأدنت پس چون ساير حواجز و حجب كه در مضايق مراتب ، عايق و مانع مىنمودند ، از پرتو اشعّهء حضرت آفتاب اشراق معشوقى معلوم گشت كه همه به امداد و اعداد مشغول بودهاند ؛ هرآينه عاشق را واجب و لازم شود كه از مضيق تقابل جسته ، به سعت اطلاق درآيد تا توفيهء حقّ شكر تواند نمود . و آنچه در پيشتر از اين كه در ربقهء تقابل مراتب بود ، توهّم مىكرد كه اظهار حكم ما به الامتياز است كه مقتضاى عداوت « 2 » و مخالفت است ، مجرّد توهّم بود و هيچ دشمنى و عداوت نبود ؛ بلكه آنها همه مستدعى توفيهء مقام شكر بود و مستجلب مزيد موهبت و عطيّه ، كه بدان تأسيس بنيان محبت شود و برهان صدق « 3 » دعوى مودّت گردد . اگر عاشق نماندى در جدايى * نبودى عشق را هرگز روايى و گر معشوق آسان دست دادى * كجا اين لذّت پيوست دادى
--> ( 1 ) . فر از اينجا تا شرح بيت 169 را ندارد . ( 2 ) . نسخهء « نا » از اول تا اينجا را نداشت و از اين به بعد را دارد . ( 3 ) . نا : + و .